خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
632
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
كسب معاش است ، جوانمردى و كرامت ندارند ، بلكه طبعشان بخيل است ، بددل ، حريص بر مالاند ، رأىشان به واقع اصابت مىكند . به عدل مايلاند ، اما نه به خاطر فضيلت ، بلكه به خاطر كوچكى نفس و بىشرمى و بىحيايى ، عفيف شكلند و چنان مىنمايند كه اهل صلاحاند ولى اين به خاطر عدم ميل به لذت است . به خاطر نااميدى ، طالب فضيلت نيستند ، طبعا ظالم بوده ، اما از روى مكر و خدعه ظلم مىكنند . دلى رحيم دارند ولى نه به خاطر آنكه گفتار كسى را كه شكايت مىكند مىپذيرند ، بلكه به خاطر ضعف نفس و بزرگ شمردن شر چنيناند . صابرند و مايل به جديت . در بعضى از اين اخلاق ، بددلان نيز مانند پيران هستند . آنچه گفته شد اخلاق كسانى است كه سنشان بيش از پنجاه سال است . و اما كسانى كه ميان پيرى و جوانى هستند داراى اخلاقى ميان ايندو اخلاقاند ، يعنى مثلا ، ميان بىباكى و ترس ، تصديق و تكذيب و . . . هستند . بنابراين اخلاق آنها بايد چنان باشد كه داراى شجاعتى باشند كه خالى از تهور و خوف باشد ، بدون فريب خوردن ديگران را تصديق كنند ، شوخىشان آميخته با جد باشد ، عفتشان نه از سر عجز و ناتوانى باشد . ايثار جميل كنند نه ايثار لذت و نفع و در ساير موارد بر اين قياس است . ب - اخلاق اصحاب امور اتفاقى : كسانى كه خانوادهدار هستند ، كرامت و مدح را دوست دارند ، گذشتگان را بيش از معاصران تعظيم مىكنند ، با جرأت و متكبرند ، تا زمانى كه اثر كرم پدرانشان با ايشان باشد مايل به كرم و مروت هستند ، و اگر ثروت پدران از بين رود ، بىهنر ، بىكفايت ، ذليل ، و خسيس الطبع مىشوند . ثروتمندان دوست دارند بر ديگران چيره شده و آنها را خوار كنند ، مغرور و زباندراز ، چاپلوس و مدحدوست هستند ، همهچيز را از آن خود مىدانند ، گمان مىكنند همهكس بر ايشان حسد مىبرند . در كوتاهى فكر شبيه زناناند ، و در توان و پشتگرمى در بعضى اخلاق متشبه به جواناناند - مخصوصا در آشكار ظلم كردن . اگر توانايى ايشان ، باعث حرص و ازدياد اموالشان شود ، پستى و خساستشان زياد مىشود ، و اگر توانايى ايشان را به طرف محبت بكشاند ، بزرگرأى و متواضع مىشوند . ظلم كوچك نمىكنند ، و اگر ظلم كنند به امرى بزرگ و چيزى خطير ظلم مىكنند . كسانى كه از قديم داراى ثروت بوده نبيل و كسانى كه تازه به ثروت رسيدهاند خسيساند و اين به خاطر